روزهایی که دلم می گیرد
چشم خورشید خواب آلوده ست
سایه خاطرات می رقصد
سخت ماندن
فرار
بیهوده ست
روز آیین و شام کردارند
کاش تنها دمی فقط گاهی
.
دست از این فسرده بردارند...