درب حیات!!!

می خواهم با بیمارستانی مجهز تماس بگیرم و یک تخت رزرو کنم. آخر هفته بروم روی تخت بخوابم و در همان حال درخواستی بنویسم مبنی بر اتصال اعضای حیاتی بدنم به دستگاه؛ از همان دستگاه ها که می شود بیماران مرگ مغزی را باهاش تا مدتی زنده نگه داشت!

بعد از آن سعی کنم تا جایی که ممکن است طاقت بیاورم و از دیدن منظره سقف اتاق لذت ببرم.خسته که شدم، کمی به پهلو بچرخم. خودکار را بر دارم و پای مجوز قطع دستگاه را امضا کنم...

/ 3 نظر / 33 بازدید
مهتاب

وااا...ینی الف)اینقدر اززندگی بیزاری؟؟ ب)یااصن دیگه حوصله زندگی کردن نداری؟؟؟ ج)حسpetrosفداکار بت دست داده؟؟؟ د)حالاینی دم مرگم بایدکلاس بذاری بیمارستانت مجهزباشه؟؟ ه)سقف اتاق؟؟جلل خالق؟!! و)هعی.. .............

نیلوفر

سلامـــــــ...وبلاگ قشنگی دارین خوشحال میشم به منم سر بزنید تا از نظرتون بهره ببرم اگر حاضر به تبادل لینک بودین خبر بدین

مهتاب

چقدر خوب دركش كردم!!!